لطفا بخوانید

فرشته های زمینیفیزیوتراپیست وحید صادقی

امروز از بهترین روزهای زندگی من است

 حدود یک سال پیش نوزاد تازه متولد شده ای را به شیرخوارگاه بهزیستی خلخال تحویل دادند . این نوزاد از بدو ورود بعلت بیماری مرتب در بیمارستان بستری بود و علت بیماری مشخص نبود و پزشکان مادریاران را متهم می کردند که داروها را طبق دستور استفاده نمی کنند . به همین خاطر من هم بعنوان مسول بهزیستی با پرسنل درگیر می شدم . تا اینکه یکی از متخصصین سونوگرافی تجویز کرد و معلوم شد این نوزاد فاقد یک کلیه بوده و کلیه دیگرش هم دارای سنگهای متعدد می باشد که به همین خاطر کارآیی لازم را ندارد . برای انجام اقدامات درمانی نوزاد را به بیمارستان حضرت علی اصغر تهران بردیم و حدود یک و نیم ماه پیگیر درمان شدیم . این فرزند عزیز آنقدر شیرین بود که همه را مجذوب خود می کرد . برای ادامه درمان مجبور شدیم او را به مرکز آمنه بسپاریم تا همکاران زحمت کشمان که دور از خانواده خود شبانه روز در تهران  مراقب حال فرزند بهزیستی بودند به محل کار خود در خلخال برگردند . حدود آبانماه سال گذشته خانمی با من تماس گرفتند و گفتند که نوزاد مورد نظر را در شیرخوارگاه آمنه دیدند و قصد دارند او را به فرزند خواندگی قبول کنند تا برایش پیوند کلیه انجام دهند . از آن زمان تا امروز همه تلاش خود را کردم تا بتوانم مراحل قانونی واداری پیچ در پیچ این کار را به سر انجام برسانم و امروز توانستم  . بماند که چه مصیبتها کشیدم و چه خون دلها خوردم . اما چون می دانستم که تنها راه ادامه زندگی این نوزاد واقعا عزیز همین راه است و طی این مدت انسانیت واقعی خانواده داوطلب را به عینه دیده بودم از پا ننشستم . دوستان باید در متن قضیه باشید تا آنچه را که من می گویم  ، مثل من حس کنید . اصرار این خانواده محترم و نیکوکار به حدی بود که انگار فرزند رسمی خودشان را که سالها است گم کرده اند می خواهند تحویل بگیرند ! خانواده ای که نه از دنیا چیزی کم دارد ، نه از نداشتن فرزند رنج می برد و نه هیچ چیز دیگر . آنها فرشته های خدا هستند . من اکنون مطمئن شدم که فرشته ها فقط در آن سوی دنیا و آسمانها و بهشت نیستند ! فرشته ها می توانند زمینی و از جنس خودمان باشند . فرشته ها در وجود بشر هستند ، همانگونه که اهریمن نیز ماورای طبیعت نیست و در وجود خودمان هست . همانگونه که فرشته ها خود را در وجود خانواده داوطلب حضانت نشان می دهند ، اهریمن هم خود را در وجود آن پدر و مادری که فرزندشان را سر راه قرار می دهند نشان می دهند !

بهزیستی هیچ چیز هم برای من نداشته باشد ، لحظات شیرینی مثل امروز را برایم دارد تا بدانم دنیا به آن تاریکی هم نیست که فکر می کنم . لحظات تلخی را هم مثل چند روز پیش که آن مادر دختر 6 ماهه اش را در حیاط اداره مان رها کرد و رفت و یا گریه های معصومانه کودکان شیرخوارگاه را به دنبال هرکسی که می بینند  ، را دارد تا بفهمم انسان تا چه حد می تواند پست باشد .

در هر صورت امروز خیلی خوشحالم و در پوست خود نمی گنجم .

 

                                              وحید صادقی هشجین